تبليغاتX
http://hadi rahimdel.blogfa.com
دست نوشته های هادی رحیم دل نویسنده وکارگردان فیلم کوتاه

سلام خدمت شما دوستان عزیز.

نمی دونم تا حالا تو خیابون چقدر به محیط اطرافتون زوم کردید وبه بعضی از چیزها چقدر توجه کرده ایدوبه اونها خوب توجه کرده اید یا نه!

حتما همه شما توخیابون خرید وفروش ومعامله معتادان را دیده اید.

همه شما تو خیابون مردی را دیده اید که به دختری متلک می گوید ومی رود.

همه شما تو خیابون چند نفر را دیده اید که مثل سگ وگربه به جان هم افتاده اند وبه هم می پرند.

همه شما توخیابون تصادف دواتومبیل را دیده اید.

همه شما دختر ها را دیده اید که دست دوست پسر هایشان را گرفته اند وخوشحال به مقصدی می روند.

همه شما پیر مردها ی کز کرده را دیده اید که انگشت به دهان جلو مغازه هایشان نشسته اندومتعجب به این دختر وپسر ها می نگرند

و.................

اما امروز من برای چندمین بار در هفته چیزی را دیدم که شاید شما ها در ماه ویا

سال نمونه آن را کمتر ببینید.

...............................................

از داخل مغازه آرایشگاه بیرون آمدم. رفتم وپشت فرمان  ماشین نشستم.دنده یک .راهنما .نگاه در آینه وحرکت . سرعت ماشین به 60 رسیده بود.غرق در افکار خود بودم. داشتم فیلم نامه فیلم مرگ رنگم را برای خود تحلیل می کردم ودر مورد برنامه ریزی فیلم برداری آن وعوامل صحنه با خود کلنجار می رفتم که ناگهان نور چراغ ماشینی از پشت داخل ماشین من را روشن کرد ورشته افکارم را ازهم درید. خلاصه کنار رفتم واو آمد از کنار من عبور کرد. ماشین از همان پیکان آردی هایی بود که آرم جی ال ایکس داشت. جوانی 28 یا 29 ساله باریش عربی پشت رول نشسته بود ورول را هدایت می کرد.خلاصه جلو تر از من رانندگی می کرد. ناگهان گربه ای از این طرف خیابان خواست با شتاب به ان طرف برود که از بخت بدش به ماشین این مرد جوان برخورد کرد .کیج ومنگ در حالی که به دور خودش می چرخید به داخل بلوار وست خیابان رفت وپیکان جی ال ایکس هم به راه خودش ادامه داد ومثل اینکه اصلا اتفاق مهمی نیفتاده رفت.

صحنه واقعا اینبار برایم جالب بود. ترمز زدم وایستادم .گربه بدبخت مثل مرغی که تازه سرش رابریده باشند مقداری سر به زمین کوبید وهمان جا وست بلوار جانش را تسلیم کرد. مدتی بالای سرش ایستادم  از دهانش خون بیرون می آمد. حالا هیچ کس نبود که حتی پیکر بی جانش را به خاک بسپارد. مدتی فکر کردم وبه هیچ نتیجه ای در این باره نرسیدم. رفتم دوباره پشت فرمان ماشینم نشستم.دنده1. حرکت.داخل ماشین به فکر آن گربه بودم.شاید بچه هایش پدر ویا مادر خود را از دست داده بودند. آیا آنها چه گناهی کردند که باید به این روز بنشینند.وهزاران هزار سوال دیگر در این مورد.

آیا به نظر شما جواب گوی این کشتار ها کیست؟

چرا محیط زیست به این موضوع توجهی نمی کند؟

چرا انها می گذارند اینقدر این موجودات انتشار یابندوبه راحتی بر بالای دیوار خانه های من وشماراه بروند ودم تکان بدهند؟

آیا اجساد آنها داخل خیا بانها باعث بروز

بیماریهای خاص نمی شود؟

شیوع بیماری سل از گربه است.

از دوستان گرامی خواهش می کنم ما را در مورد از بین بردن این موجودات موضی راهنمایی کنند تا شب بتوانیم به راحتی آشغالهایمان را یاعت 11 پشت در بگذاریم

ودوباره برای از یبن بردن آنها با هم مشورت کنیم.

منتظر نظر های سبزتان هستم .هنر دوست جوان. هادی رحیم دل

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 0:42  توسط hadi   | 

در روز قبل در باره پدیده زشت وزننده ای به نام  جک نویسی با هم صحبت کردیم.

نمی دانم مطالب روز قبل چقدر به کام شما شیرین آمدولی در هر حال من همچنا ن با این عمل زشت مخالفم. تعدادی از علتهایش را نیز برایتان نوشتم وحال  می خواهم در باره مطلبی خنده دار تر که آن هم اموزش ونحوه جک نویسی در مدارس هنری وسینمایی ما می باشد با شما صحبت کنم.

آیا به نظر شما این مورد دیگر از مطالب خنده دار نیست؟ آیاآموزش مسخره کردن وپیرو آن خندیدن به قوم، دسته وگروه خاصی در مراکز آموزشی ما خنده دار نیست.آیا به نظر شما این با قوانین جامعه ما که از دین اسلام پیروی می کند ومسخره کردن در اسلام از زشت ترین اعمال یاد شده است هیچ رابطه ای دارد؟ به عنوان مثال برای ان دسته از دوستان هنرمند که امکان دارد بگویند که در کدام مکان هنری این عمل رخ می دهد بگویم که اینجانب دارای دیپلم سینما از هنرستان هنرهای سینمایی یزد می باشم واین عمل زشت را در سالها های گذشته در کلاس کارگاه نگارش که مربوط به آموزش وفنون فیلمنامه نویسی بود به ما یاد می دادندوخود از شاهدان این مطلب هستم . نمی دانم که مطالبی را که در آن روز گاران در مورد فرمول های جک نویسی به ما یاد می دادند را در اینجا منتشر کنم یا نه ولی مثال آن این است :

 که شنونده را به بالای پشت با م ببر وبا یک عمل غیر منتظره که او فکر آن را هم نمیکند به پایین بینداز

لطیفه ایکه می تواند مثالی برای حرف من باشد این است: 

یه روز یه مرده میره بهشت زهرا گل نبوده کمپوت میبره.

خوب فکر کنم شما دیگه اون فرمول رافهمیده باشید. به هر حال دیگر نمی خواهم به قول معروف پر حرفی کنم ولی از دوستانی که در اینترنت وبلاگ ویاسایت ویا هرچیز دیگری در مورد جک  دارند عاجزانه خواهش می کنم اگر در آن قوم طایفه، شهر ، روستا ویا هر چیز دیگری را مسخره می کنند  تا به واسطه آن دیگران بخندندآن را از بین ببرند واتحاد رادر جای خود نگهدارند.

از دوستان خواهش می کنم  حتما نظرات زیبایشان را برایم بفرستند.تشکر.هنردوست جوان.  

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 1:24  توسط hadi   | 

سلام .از اینکه نمی توانم زود زود آپ کنم مرا ببخشید.

 

کارهای عملی دانشگاه به من این اجازه را نمی دهد که

 

بتوانم بیشتر رسیدگی کنم. رشته تحصیلی من صنایع

 

دستی است وتعدد کار در آن فراوان .خلاصه من را

 

ببخشید.

 

امروز می خواهم در باره مسئله ای با هم صحبت کنیم

 

وآن جک وجک سازی در فرهنگ مردم ما می باشد.

 

نمی دانم کدام انسان احمقی از این لفظ برای خندادن

 

مردم استفاده کردوخواست از این طریق دهان دوستان

 

خود راباز کند وبا مسخره کردن دیگری آنها را به قول

 

خودشان بخنداند؟ در هر صورت هرکس که این خط مرز

 

بین طنز وجک راشکست انسان بدبخت ولجام کسیخته

 

ای بود.؟ می دانید چرا؟

 

دلایلش روشن وآشکار است

1– از بین بردن فرهنگ در جامعه.

2- ایجاد تفرقه بین گروها ودسته ها

3- بر باد دادن فرهنگ اصیل ایرانی بین ایرانیان

 

وعلتهای دیگری که این نمونه اشکار فقر فرهنگی می

 

تواند به وجود اورد.

 

درست است حتما دارید به خودتان میگویید که خندیدن

 

از دستورهای اسلام است وخضرت علی بارها مردم رابه

 

خشرویی نصیحت کرده است. بله من هم این را قبول

 

دارم ولی آن حضرت هیچگاه مسخره کردن را به دیگری

 

یاد نداده است. چه دلیلی دارد که هر گاه در محفلی

 

جمع می شویم ساعتها جک بگوییم وبیخود بخندیم.

 

خنده درمانی درست است ولی چه بسا خنده ها که

 

باعث مرگ آدمها شده است.

 

دور هم جمع می شویم وجک می گوییم (یزدی . ترکی .

 

اصفهانی.لری و...)آیا به نظرشما این امر جز ایجاد تفرقه

 

بین هم میهنان فایده دیگری دارد.

 

مگر برنامه های طنز از همان ابتدا در فرهنگ مردم ما

 

وجود نداشت؟ مگرمردم ایرانی حامی وسردمدار فرهنگ

 

وعمر فرهنگی وهنری در دنیا نبودند؟مگر اولین ساکنان

 

زمین در بین النهرین ساکن نشدند.وبین النهرین خاک

 

خوزستان را شامل نمی شود. حال بگردید ویک کتاب را

 

پیداکنید که در آن ایرانیان به تمسخر قوم دیگری از راه

 

جک پرداخته باشند.پیدا نمی شود اگرهم پیدا بشود

 

لطیفه های زیبا وآموزنده است.

 

پس بیایید دست در دست هم به مهر میهن خویش را

 

کنیم آباد. دوست دار شما .در روزهای آینده درباره

 

چگونگی  فرمول جک سازی با هم صحبت می کنیم .

 

متشکر .هادی رحیم دل

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 3:15  توسط hadi   |