تبليغاتX
http://hadi rahimdel.blogfa.com
دست نوشته های هادی رحیم دل نویسنده وکارگردان فیلم کوتاه

شب است تنهایم. می خواهم اولین شعرم را بنویسم به آن امید که  بویش برای مشام یارانم خوب باشد.ویارانم با نظرات                     سبزشان مجلس بزم مرا شاد کنند.

شعر نخوانده شعر گفتن هنر است

                             جامه این بدن ووصل تن وسرزتن است

                     از بشر مپرس

نمی دانم چرا هوا ابری است امروز؟!

چراخورشیدسوزان تیر ومرداد را نمیبینم؟

قفای سیاهم را تو میبینی ؟

اثر از آثارخورشید های تیرگان است.

چرا زحمتکش روزهای سوزان را نمیبینم؟

         چرا هوا ابری ست امروز؟

چرا مادر جارو به دست می تراواند حیاط خانه ابری مان هر روز؟

چرا طوفان که می آید مثال زخم شمشیری است بر او؟

چرا مادر نگاه دارد همیشه آسمان خانه مان یکسان؟

چرا او درددلهای خودش را نمی گوید به ما آسان؟

           چرا هوا ابری ست امروز؟

چرا بابا پی یک لقمه نان می رود از صبح تا مهتاب؟

چرا هر بار که می آید شمارموهایش اخم  دارد؟

چرا درصبح زیبای بهاری می رود تا ظلمت تاریکی شب در زمستانها؟

چرا هربار که می گویم سلامی سلامم را نمی داند چه گوید؟

           چرا هوا ابری ست امروز؟

نمی دانم چه گویم من پی آن قطره ابر آسمان شهرهامان؟

زبانم قاصر ودرمانده ومایوس مانده از جواب این سوالات سرد زمستانی.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 2:28  توسط hadi   | 

 

مطلب امروزم را باعرض سلام خدمت شما دوستان عزیز آغاز می کنم.

دیروز در حال رانندگی در خیابان بودم.به پشت چراغ قرمز رسیدم .ناگهان نگاهم به آن طرف خیابا ن افتاد. ماموران راهنمایی ورانندگی در حال جریمه کردن رانندگانی بودند که کمربند ایمنی شان رانبسته بودند. عجب پولی هم با این کار به جیب میزدند.

جالب اینجا بود که تعدادی از رانندگان تا از دور ماموران را می دیدند به سرعت کمربند خودشان را می بستند تا 4000 تومان پول از جیب مبارکشان پرواز نکند .دقیقا همان کاری که تعدادی از ماشین های مجاور بنده  انجام می دادند. خلاصه چراغ سبز شد ومن حرکت کردم وکلی تا رسیدن به خانه خندیدم. خندیدموخندیدم.به نظر من چقدر خوب است مکانهای همیشگی ای را برای ماموران راهنمایی ورانندگی در خیابانها در نظر بگیرندو قبل از آن در روی تابلویی بزرگ بنویسند خطر برخورد با ماموران راهنمایی ورانندگی تا بدین وسیله  دیگر رانندگان محترم کاملا بدانند که کمربند ایمنی شان را از کجا تا کجا باید ببندند...............

می توانید به حال این مردم با فرهنگ کلی شما هم مثل من بخندید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 1:58  توسط hadi   |