سو سو در آسمان شب
در میان دشت بر پهنه کویر
خانه ام کوچک وبس فرسوده
آسمانش بد نیست
شبهایش زیبااست
شبهایش را دوست دارم من
رنگین از ستاره ها
ستاره هایش چون مینا
آنها را دوست دارم
خوب می بینم آنها را
ومی شمارم سالهاست
هر شبی چندین بار
آن چراغهای تاریکی را
دوست دارم آنها را
چون
بر فراز آسمان
اشاره گر نشسته اند
واز روی ابرها
بر جهان ما نظاره گر نشسته اند
و همچو قطره های اشک
سر به دامان سیاه شب نهاده اند
در میان آن دشت بر پهنه کویر
در آن جهان جاودان
روزنی به سوی این جهان گشوده اند
می شمارم آنها را
می شمارم آنها را
چون دوست دارم آنها را
هادی رحیم دل