نمی دانم تا به حال به کویر سفر کرده اید یا نه.
کویر در نگاه اول تجلی خشونت، خشکی ، بی آبی وپژمردگی است.پهنه گسترده ای که ریگزارهای بی حد ومرز آ ن زندگی را در کام خود فرو می برد.ازآسمان کویر باران آفتاب می بارد واز متن آن طوفانهای سهمگین شن بر می خیزد.اما من کویر را مظهر تلاش، زندگی، سازندگی وبالندگی می دانم که نومیدی در دل زنان ومردان صبورش هضم واز نا ممکنها امکان شگفت انگیز زندگی پویا بر می خیزد.مبارزه آرام با طبیعت سخت وخشن وناآرام کویر از موراثات کویریان است.آنان که از خاک کویر را شکافتند و درآن مایع زندگی بخش را یافتند واز همان خاک کوزه ای آفریدند وبدان آن مایع را حمل کردند تا خنکایی باشد بر دل کویریشان. روزها وسالها است که در این خاک پاک زندگی میکنم وچندی است که دست خود را با خاک آشنا کرده وکوزه گری می کنم وخودرا به خدایی رسانیده ام. خدایی که از خاک کوزه می سازد وبدان زندگی را حمل می کند.کالبدی زیبا وبی حد ومرز از حرف وبیان از کویر وکویریان.چه می گویم؟
نمی دانم.در شب کویر زمین وآسمان یکی می شود.آسمان به زلالی وشفافی دریای مایع پاک است که فقط در وهم تو وجود داردوستارگان به تو نزدیکندئ آنقدر که با دست می توانی آنها را صید کنی.شب کویر با زبان ستاره ها با تو شاعرانه تریت گفتگو ها را داردوچنان جانت را امید وزیبایی پر می کندکه سختی وزور روز کویر نیز راحت ودلپذیر می شود.
چه زیبا است کویر .چه زیبا است کویر
مار وموش وعقرب وخار را می بینی
همگی خوبند وزشت
در ورای نور خورشید
با صدایی زیبا
دست در یکدیگر
دوستی شان با خاک است
دوستی شان با یکدیگر